تعادل کار و زندگی، اصطلاحی است که می تواند بر یادگیری ما اثر بگذارد. اما چگونه؟ در خصوص تعادل کار و زندگی، نکته ای که بهتر است به آن دقت کرد این است که ما بتوانیم روتین کار را از روتین زندگی مرزگذاری کنیم و با این کار از خستگی جسمی و روحی خود بکاهیم تا بتوانیم با انرژی بهتری به یادگیری و بقیه امور زندگی بپردازیم. به طور مثال همه ما فکر می کنیم کار فقط در محل کار و مربوط به شغل است حال آنکه هر چیزی که ما تلاش می کنیم برای بقا انجام بدهیم کار محسوب می شود به طور مثال: کارهای آشپزخانه، نظافت، ظرف شستن، شستشو، خرید، رسیدگی به کارهای اداری، همه این ها کار محسوب می شود اگرچه همگی مستقیم به درآمدزایی منجر نمی شود ولی چون حالت تلاش برای بقا دارد، کار محسوب می شود. برای همین است که اغلب در تعطیلات وقتی مشغول کارهای رسیدگی به خانه هستیم، همچنان احساس استراحت نداریم. پس اگر ساعات کار خود را حساب کنیم باید علاوه بر ساعات مربوط به شغل، ساعات مربوط به کارهای رسیدگی به خانه، امور پزشکی و امثالهم را نیز درنظر بگیریم.
و اما روتین زندگی! روتین زندگی، همه آن فعالیت هایی است که در حین و پس از انجام آن حس خوبی در جسم و روح خود داریم مثل انواع ورزش. البته بعضی از روتین های زندگی میتواند بیشتر بُعد معنوی داشته باشد مثل: نماز، مدیتیشن، مطالعه کتاب، نواختن موسیقی، خواندن آواز، تفریح، تماشای فیلم، صرف زمان کافی برای خواب و سفر. در دنیای پر مشغله امروزی، اغلب اوقات، روتین های زندگی پشت گوش انداخته می شوند و روتین های کاری هستند که بخش و زمان بیشتری را در زندگی ما می گیرند. درواقع وقتی حال دلمان یا جسممان خوب نیست به دلیل این است که به روتین زندگی کمتر توجه کرده ایم.
راه حل!
راه حل پیشنهادی برای بهتر کردن این وضعیت این است که ابتدا سعی کنیم روتین زندگی را اصلاح و از نو بسازیم و بعد برویم سراغ اصلاح روتین کاری. در روتین زندگی بهتر هست که دقت داشته باشیم که هم به جسم و هم به روحیه توجه کنیم. به طور مثال، مطالعه یک کتاب یا انجام مدیتیشن اثر مستقیم بر روحیه دارد اما پیاده روی یا انجام هر نوع ورزشی اثر مستقیم بر جسم دارد، بدیهی است که یک فعالیت می تواند همزمان اثر بر روی جسم و روان ما داشته باشد.
و چه خوشبختی خواهد بود برای فردی که کار و تفریح او به هم خیلی نزدیک باشند یعنی از شغل خود انرژی خوب می گیرد و حس راحتی تفریح را داشته باشد، معمولا زمانی اتفاق می افتد که فرد شغلی را در راستای استعدادهایش دارد و به اصطلاح می تواند این جمله را اعتراف کند و بگوید که:
” وقتی مشغول به این کار هستم، حس میکنم بهترین خودم هستم، انگار فقط برای همین کار ساخته شده ام، احساس میکنم واقعا خودم هستم.”





